ابزار وبمستر

اسلایدر

روستای قارلق از توابع نوبران ساوه
روستای قارلق از توابع نوبران ساوه
فرهنگی و اجتماعی - مطالبی در خصوص تاریخچه روستا و آداب و رسوم مردم روستای قارلق
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام دی 1391 توسط محمد نجفی |

کرمان ( یونگ اَگیرَن )  به زبان ترکی روستای قارلق و روستاهای منطقه همان دوک نخ ریسی می باشد .  یکی از شغل هایی که  مختص زنان روستا می باشد که متاسفانه بدلیل مهاجرت و تغییر نیازها درحال نابودیست و یا در بعضی روستاهای منطقه کاملا از بین رفته است . کرمان یا دوک نخریسی وسیله ای برای ریسیدن پشم گوسفندان بود و برای تبدیل پشم به نخ صاف جهت بافتن فرش ، جوراب و ... بکار می رفت (خاطر نشان می سازد نویسنده وجه تسمیه کرمان را برای این وسیله پیدا ننمود و اینکه چرا این وسیله را کرمان گفته اند نامشخص است و دیگر اینکه کرمان واژه ای ترکی است و با شهر کرمان فقط تشابه لفظی دارد ) .

کرمان شامل یک میله ( 15 تا 20 سانتی متر ) و دو پره بود که بیشتر از چوب درست می کردند . دو پره همچون برگ های گل ، عمود برهم قرار می گرفت و میله از مرکز پره ها که دارای سوراخی بود مهار می شد بطوریکه یک سوم آن در پائین و دو سوم آن بالای پره ها قرار میگرفت .

زنان روستا در طول فصل بهار ، تابستان و پائیز پس از شستن و خشک نمودن پشم گوسفندان در کنار حیاط  ، سکوی در ورودی خانه ها ( مصطبه ها ) و مکانهای عمومی که پاتوق بود می نشستند و ضمن صحبت کردن به ریسیدن پشم ها مشغول می شدند . آنها پشم را دور دست راست  و یا زیر بغل نگه میداشتند و با دست دیگر ضمن به چرخش درآوردن کرمان ، پشم را بین انگشتان شست و سبابه می‌تاباندند و همزمان با آن انگشتان دو دست پشم را کشش میداد تا توده پشم به نخ تبدیل می شد .

پس از ماهه ها تلاش و ریسیدن کلی پشم نخ ها بشکل کلاف درست می شد و اواخر بهار برای بافتن قالی و در پائیز برای بافتن جوراب گرم پشمی برای زمستان بسیار سرد استفاده می شد .

یادش بخیر شاید کسانی باشند که لدت داشتن یکی از آن جوراب های پشمی گرم را که مادر یا مادر بزرگ بعنوان هدیه می دادند بیاد بیاورند .

 با آرزوی شادی و مهر

 محمد نجفی


  

کرمان یا دوک نخ ریسی



بدون شرح



بدون شرح



نقش و نگار قالی روستای ما که کلافهای آن بوسیله کرمان تهیه شده است


منبع عکس اول : خبرگزاری مهر                                                                    

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم دی 1391 توسط محمد نجفی |

هم ولایتی های عزیز

بر اساس آخرین پیش بینی هواشناسی ایستگاه امامزاده صالح قارلق روزهای آخر هفته بخصوص روز آدینه برودت و سرمای هوا افزایش خواهد داشت و تا 17 درجه زیر صفر می رسد . تمنا داریم در این روز از مسافرت غیر ضروری به روستا پرهیز فرمائید و اگر قصد مسافرت به روستا را دارید پیش بینی وسایل و تجهیزات گرمایشی واجب است . ضروریست قبل از سفر به روستا از آخرین پیش بینی هواشناسی روستا که نشانی آن در پیوندهای روزانه وبلاگ آمده است اطلاع حاصل فرمائید .

 از همکاری و تلاش آقای علی محمد قارلقی در تهیه و ارسال عکس های زیبای زمستان روستایمان سپاسگزاریم .

با آروزی شادی و بهروزی

محمد نجفی

  


دربند و ارتفاعات کوه سالاندوز قارلق



 زمستان زیبای یوخارو قالا  ( محله قلعه بالائی)



بخشی از محله یوخارو قالا و محله رحمان قالا



چشم انداز رحمان قالا ( رحمان قلعه )



نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم دی 1391 توسط محمد نجفی |

با درود خدمت هم ولایتی های عزیز

بنابر پیش بینی هواشناسی ایستگاه امامزاده صالح قارلق تا آخر هفته برودت و سرمای هوا افزایش خواهد داشت و تا هفت درجه زیر صفر می رسد . چنانچه در این روزها قصد سفر به روستا را دارید ضروری است وسایل و تجهیزات گرمایشی بهمراه خود داشته باشید . قبل از سفر به روستا می توانید از پیش بینی آب و هوای روستا که نشانی آن در پیوندهای روزانه وبلاگ آمده است اطلاع کسب کنید .

  

زمستان زیبای ارتفاعات کوه سالاندوز قارلق



دربند و ارتفاعات کوه سالاندوز قارلق



 زمستان زیبای یوخارو قالا  ( محله قلعه بالائی)



بخشی از یوخارو قالا و منظره در بند قارلق



چشم انداز رحمان قالا ( رحمان قلعه )



خانه ساده و زیبای روستا


 از آقای علی محمد قارلقی نیز در خصوص ارسال عکسهای بسیار زیبا از زمستان روستا قدردانی میکنم .

با آروزی سفر و خاطره های خوش

محمد نجفی


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم دی 1391 توسط محمد نجفی |

در پی آن بودم چه مطلبی را برای شما عزیزان تدارک و تهیه ببینم . با مراجعه به آشیو عکس های وبلاگ بهترین موضوع را کوچه های قارلق یافتم . کوچه هائی که پر است از خاطرهای تلخ و شیرین نسل گذشته و پدران و مادران نسل حاضر ، نسلی که شاید در این روستا بدنیا نیامده اند ولی حسی از طرف پدر یا مادر خود از این کوچه ها به ایشان منتقل شده و می شود . خاطراتی که هنگام عبور از این کوچه ها (حتی اگر در اثر کوتاهی ما در حال نابودیست ) بزرگان برای ما تعریف می کنند. کوچه هائی که پدران و مادران ما در دوران کودکی در آن بازی کودکانه می کردند و نوجوانی و جوانی خود را در این کوچه ها سپری نمودند و پر است از تاریخچه و فرهنگ اصیل روستائی ما که لازم است با جمع آوری و ثبت آنها ، این فرهنگ ها و خاطرها به فراموشی سپرده نشود.

 از هم ولایتی ها تقاضا دارم هر خاطره و عکسی در این خصوص دارند برای ثبت و درج آن در وبلاگ برای ما ارسال فرمایند .

با آرزوی شادی و مهر

محمد نجفی



چشم انداز روستا از بلندی دولایو



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



بدون شرح



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 توسط محمد نجفی |
درود بر هم ولایتی های گرامی :
پیشاپیش شب یلدا را به شما و خانواده های گرامی شادباش عرض
 می کنم. روی آدرس زیر کلیک کنید و لذت ببرید.
پاینده ایران - شاد باشید

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم آذر 1391 توسط محمد نجفی |
تا چند دهه گذشته در روستاها شغلی وجود داشت که امروز از فهرست شغلها حذف شده است . شغلی بنام چینی بند زن ( آنکه کاسه و بشقاب را پیوند دهد) یا چیلونگر که ظروف شکسته چینی را به هم بند می زد ( شایان ذکر است که در تعدادی از فرهنگ لغتها چیلینگر ، چیلانگر و چیلونگر به کسی گفته می شود که افزار آهنین کوچک همانند قفل کلید ، چفت ، میخ ، زنجیر و تسمه های کوچک می ساخت) .

چینی بند زن ها یا چیلونگرها در منطقه ما بصورت دوره گرد بودند و در فصل تابستان بصورت دوره ای به روستا می آمدند و در محل های خاصی از روستا به مدت معینی اطراق می نمودند و به کار چینی بند زنی می پرداختند .

در گذشته بخش عمده ای از ظروف منازل بخصوص در روستا ها همانند کاسه ، بشقاب ، قوری و ... از جنس چینی بود . این چینی ها به تلنگری بند بود و در اثر ضریه می شکست . زنان خانه در طول سال تکه های شکسته چینی را تا آمدن چینی بند زن نگه می داشتند . چینی بند زن هر سال در روز مشخصی به روستا می آمد و در مدت کوتاهی اهالی متوجه محل حضور وی که ممکن بود اندکی نسبت به سال گذشته تغییر نماید می شدند و ظروف چینی را برای ترمیم به نزد چینی بند زن می آوردند . ابزارکار چینی بند زن بسیار ساده بود و شامل جعبه یا همان میزکار ، مته ، کمان کوچک ( ابزار محرک و چرخاندن سرمته ) ، چسب مخصوص ، تسمه های بسیار باریک و ظریف می شد .

چینی بند زن ، چینی های شکسته را تحویل می گرفت و به مرور یک به یک با کمان و مته محل های مورد نظرش را سوراخ می کرد و تکه های شکسته را با چسب بخصوص چینی می چسباند و با بندهای کوچک فلزی (تسمه های فلزی باریک) ظروف را به هم وصل می کرد . پس از ترمیم هر یک از ظروف  به ازای دسترنج آن مقداری گردو ، بادام  ، گندم و یا پول دریافت می کرد . اقامت چینی بند زن در روستا بستگی به تعداد چینیهای شکسته اهالی داشت و معمولا پس از سپری شدن ده تا پانزده روز روستا را برای کار در دیگر روستای همجوار ترک می کرد . از این لحظه به بعد چنانچه ظرف چینی خانواده ای می شکست بایستی تا سال بعد تکه های شکسته را برای ترمیم نگه می داشتند و از استفاده آن محروم بودند .

نسل های قبل از من بخوبی این خاطره ها را بیاد دارند اما من فقط یک مورد از نزدیک موفق به دیدن این چینی بند زنها در روستا شدم و این شغل نیز همچون شغلهای دیگر در روستا ها بدلیل مهاجرت و نیز پیشرفت کمی و کیفی وسایل و عدم نیاز به ترمیم مجدد آن متاسفانه از فهرست مشاغل حذف شد.

با آرزوی شادی و بهروزی

محمد نجفی



چشم انداز روستا از ارتفاعات دولایو



چشم انداز روستا از ارتفاعات دولایو



کاروانسرا دامو ( پشت بام کاروانسرا ) یکی از پاطوقهای چینی بند زنهای دوره گرد



مسجد گولی ( بند مسجد ) یکی از پاطوقهای چینی بند زنهای دوره گرد



یوخارو قالا ( محله قلعه بالائی ) یکی از پاطوقهای چینی بند زنهای دوره گرد



رحمان قالا ( محله رحمان قلعه ) یکی از پاطوقهای چینی بند زنهای دوره گرد



رحمان قالا گولی ( بند محله رحمان قلعه ) یکی از پاطوقهای چینی بند زنهای دوره گرد



.: Weblog Themes By PayamBlog :.